5. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
آيه اول مشتمل بر معجزه، دلجويي، ايجاد اطمينان خاطر براي مؤمنان، اعتراض و پاسخ آن، ذکر ويژگيهاي معترض، و نيز ذکر صفات کسي که فرمانبردار حکم خدا است، ميباشد.
پس خداوند خبر داد که به زودي مردمان بیخرد نسبت به اين عمل شما (رويگرداني از بيت المقدس) اعتراض خواهند کرد، و آنها کساني هستند که منافع خود را تشخيص نداده و آن را ضايع کرده و به کمترین بها ميفروشند. آنها عبارتند از يهوديان و نصرانيان و ديگر اعتراض کنندگان بر احکام و شريعت و قوانين خدا. مسلمين زماني که در مکه مقيم بودند دستور داده شده بودند به هنگام نماز رو بهسوی بيت المقدس کنند. يک سال و نيم پس از هجرت به مدينه و به خاطر حکمتهايي که خداوند به بعضي از آنها اشاره مينمايد، به آنان دستور داد که رو به کعبه نمايند.
پس به آنها خبر داد که حتما مردمان بیخرد ميگويند: مَا وَلَّاهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا چه چيزي آنها را از قبلهای که بر آن بودند برگرداند؟ يعني چه چيزي آنها را از روي کردن به بيت المقدس منصرف کرد؟ و اين اعتراض به حکم خدا و شريعت و فضل و احسان او است. بنابراين خداوند از مسلمانان دلجويي به عمل آورد و به آنها خبر داد که چنين اعتراضي، از جانب کساني صورت پذيرفته است که بیخرد و بيدين هستند، پس شما به آنها توجه نکنيد، زيرا فرد عاقل نبايد به اعتراض انسان بيخرد و سفيه توجه نمايد و ذهن خود را بدان مشغول کند. و آيه بيانگر آن است که جز فرد بیخرد و جاهل و کينهتوز بر احکام خدا اعتراض نميکند، و اما فرد فهميده و مؤمن و عاقل احکام را پذيرفته و از آن اطاعت ميکند.
همانطور که خداوند متعال ميفرمايد: وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ [الأحزاب: 36]. «وقتي خدا و پيامبرش به چيزي فرمان دادند براي هيچ مرد و زن مومني شايسته نيست که از خود اعتراض و اختياري داشته باشند». فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ [النساء: 65]. «سوگند به پروردگارت آنها مؤمن نخواهند بود مگر اينکه تو را در اختلافي که ميان آنها بروز کرده است حَکَم قرار دهند». إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا [النور: 51]. «و سخن مؤمنان وقتي که بهسوی خدا و پيامبرش فرا خوانده شوند تا ميان آنها داوري کند، فقط اين است که بگويند: شنيديم و اطاعت کرديم».
و خداوند آنها را بیخرد ناميد: السُّفَهَاءُ که براي رد سخنشان و توجه نکردن به آن همين مقدار کافي است. با اين وجود خداوند متعال به شبهه مذکور اشاره ميکند، سپس به آن پاسخ داده و آن را دفع کرده و ميفرمايد: قُل در جواب آنها بگو: لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ مشرق و مغرب ملک خدا است، پس هيچ جهتي از جهتها خارج از گستره فرمانروايي او نيست و خداوند کسي را که بخواهد به راه راست هدايت ميکند. از جمله خداوند شما را بهسوی اين قبله هدايت کرد که از آيين پدرتان ابراهيم است، پس چرا به رو کردن شما به قبلهای که در حيطه فرمانروايي خدا است اعتراض کنند؟! شما که به جهتي رو نکرده ايد که از گستره فرمانروايي خدا بيرون باشد؟ پس به محض فهميدن اين مطلب بايد تسليم فرمان خدا شد، چرا که خداوند متعال از سرِ فضل و هدايت و احسان خويش شما را بدان هدايت کرده است، و هرکس نسبت به فضلی که خداوند به شما داده است اعتراض کند، از روي کينه و حسد و ستم اعتراض مينمايد.
و از آنجا که يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ مطلق است، و مطلق بر مقيد حمل ميشود، هدايت و گمراهي اسبابي دارد که حکمت و عدل الهي آن را ايجاب مينمايد. خداوند در چندين جا از کتابش اسباب هدايت را بيان کرده است: يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ [المائدة: 16]. «خداوند به وسيله آن (کتاب) کسي را که راه خشنودي او را در پيش گيرد به راههاي سلامتي هدايت مينمايد». در اين آيه سببي را که موجب هدايت امت ميشود به طور مطلق و همراه با همه انواع هدايت بيان کرده است. همچنانکه اين آيه يکي از آياتي است که خداوند در آن بر بندگان خود منت ميگذارد.
به همين سبب فرمود: وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا و همچنين شما را امتي برگزيده و ميانه رو قرار دادهایم. پس آنهايي که از حد ا عتدال و ميانه روي خارج شوند خود را به هلاکت مياندازند. خداوند اين امت را در همه امور دين ميانه و معتدل قرار دادهاست. موضع امت اسلامي در قبال پيامبران يک موضع معتدل و ميانه است، زيرا هستند کساني که در اظهار محبت نسبت به پيامبران زياده روي و مبالغه کردهاند مانند نصارا، همچنانکه کساني نيز هستند که بر پيامبران ستم روا داشتهاند مانند يهود، اما اين امت در مورد پيامبران ميانه رو است، زيرا به همه پيامبران به صورت شايسته ايمان آورده است. و در التزام به شريعت نيز ميانه و معتدل است.
پس نه مانند سختگيري يهوديان ونه مانند بیبندوباري و تساهل نصاري عمل ميکند. و در باب پاکيزگي و خوراکيها نيز اين امت ميانه رو و معتدل است، پس نه مانند يهوديان است که نمازشان جز در عبادتگاههايشان درست نباشد، و آب، آنها را از آلودگيها پاک نميکند، و خداوند چيزهاي پاکيزه را به خاطر عقوبت و سزايشان بر آنها حرام کرده است، و نه مانند نصاري است، که هيچ چيزي را نجس و حرام ندانسته و و هرچيزي را مباح ميدانند. اما پاکي مسلمين کاملترين طهارت و پاکيزگي است، و خداوند خوردنيها و نوشيدنيهاي پاکيزه و لباسها و زنهاي پاکيزه را براي آنان حلال نموده و خوردنيها و نوشيدنيهاي آلوده را بر آنها حرام گردانيده است. پس دين اين امت و برترين اعمال را به اين امت داده و به آنها مبلغي از علم و بردباري و عدل و نيکوکاري بخشيده که به ديگر امتها نداده است.
بنابراين آنها امت وسط و معتدل و کامل هستند شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ به سبب انصاف و حکمت منصفانه خود بر مردم گواه باشند و بر ساير اديان منصفانه خود بر مردم گواه باشند و بر ساير اديان حکم کنندو کسي بر آنها حکم ننمايد. پس اين امت هر آنچه را بپذيرد پذيرفتني است و هرچيز که نپذيرد مردود است. اگر گفته شود چگونه داوري اين امت بر ديگران پذيرفته ميشود در داوري اين امت بر ديگران پذيرفته ميشود. در صورتي که سخن هريک از طرفهاي مخالف عليه ديگري پذيرفته نميشود؟ در جواب بايد گفت که سخن هريک از دو طرف عليه ديگري به خاطر وجود «تهمت» پذيرفته نميشود، اما وقتي که تهمت منتفي باشد و عدالت کامل حاصل شود آنگونه که حالت اين امت چنين است، ايرادي وارد نميشود، زيرا منظور داوري کردن به انصاف و حق است، و شرط آن علم عدالت است، و اين دو شرط در ميان اين امت وجود دارد، پس سخن آنان پذيرفته مي شود.
و اگر کسي در برتري و فضيلت اين امت شک کند و در پي دليلي باشد که اين موضوع تأييد نمايد، آن دليل، کاملترين مخلوق يعني پيامبر اين امت صلی الله علیه وسلم است. بنابراين خداوند متعال فرموده است: وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا و از جمله گواهي دادن اين امت بر ديگران اين است که در روز قيامت، انگاه که خداوند در خصوص تبليغ و رساندن دستوراتش از پيامبران سوال ميکند و از امتهايي که پيامبران را تکذيب کردهاند نيز در خصوص ابلاغ پيام خدا از سوي پيامبران سوال ميکند و آن امتها انکار ميکنند که پيامبران دستور خدا را به آنها رسانده باشند، پيامبرانشان اين امت را گواه ميگيرند، و سخن اين امت را پيامبرش حضرت محمد صلی الله علیه وسلم تاييد ميکند.
اين آيه بيانگر آن است که اجماع اين امت حجت قطعي است و آنها از اشتباه در امانند، چون خداوند فرموده است: وَسَطًا پس اگر فرض شود که اين امت بر امر نادرست اتفاق نظر و اجماع کنند، ميانه و معتدل نخواهند بود مگر در برخي از کارها. نيز خداوند متعال فرموده است: لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ که اين آيه بيانگر آن است که آنان هرگاه بر حکمي شهادت دهند (و بگويند:) خداوند آن را حلال گردانده، يا حرام کرده و يا آن را واجب نموده است، همانا آنان در اين شهادت و گواهي خود معصوم هستند و از خطا و اشتباه در امانند. همچنين از اين آيه استنباط ميشود که براي صدور حکم بايستي از عدالت و شهادت و فتوا و ديگر شروط لازم برخوردار بود.
خداوند متعال ميفرمايد: وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا و ما قبلهاي را که بر آن بودي و آن بيت المقدس بود، قبله قرار نداديم، إِلَّا لِنَعْلَمَ مگر اينکه بدانيم، دانستني که ثواب و عقاب بر آن مترتب ميگردد، وگرنه خداوند همه امور را قبل از پيدايش آن ميداند.
اما پاداش و عقابي بر اين علم و دانستن مترتب نميشود، زيرا خداوند کاملا عادل است و حجت را بر بندگانش اقامه ميکند. بلکه زماني کارهايشان را انجام دهند پاداش و سزا بر آن مرتب ميشود. يعني رو کردن به اين قبله را مشروع نموديم تا بدانيم و بيازماييم مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ چه کسي از پيامبر پيروي مينمايد و به او ايمان ميآورد، و در هر شرايطي از او تبعيت ميکند، چون او بندهای است مامور و امورش از سوي خدا تدبير ميشود، و چون کتابهاي پيشين خبر دادهاند که اين پيامبر رو به خانه کعبه مينمايد پس فرد با انصافي که منظورش يافتن حق است، تغيير قبله سبب افزايش ايمانش شده و بيشتر از گذشته از پيامبر اطاعت ميکند.
اما کسي که به عقب برگردد، و از حق روي بگرداند و از هواي نفس پيروي کند، کفرش افزون ميگردد و به حيرتش افزوده ميشود و حجت باطلي را که بر پايه شک و شبهه قرار داشته و هيچ حقيقتي ندارد، دستاويز خويش قرار ميدهد. وَإِن كَانَتْ گرچه روي گرداندن تو از آن قبله لَكَبِيرَةً بس دشوار است، إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ مگر بر کساني که خداوند آنها را هدايت نموده است. پس آنها اين موضوع را هدايت الهي و نعمت خداوند دانسته و شکر او را به جا آورده و به احسانش اقرار نموده و روي آوردن بهسوی اين خانه بزرگ را يکي از عطايا و الطاف الهي تلقي کردند، خانهای که خداوند آن را بر تمام مناطق زمين برتري بخشيده و رفتن بهسوی آن را رکني از ارکان اسلام قرار داده که گناهان را محو ميکند. به همين جهت اين کار براي آنها آسان، و براي ديگران سخت بود.
سپس خداوند متعال فرمود: وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ براي خداوند شايسته نيست و سزاوارشان او تعالي نميباشد که ايمانتان را ضايع کند، بلکه چنين کاري براي خداوند محال است. و در اين مژده بزرگي است براي کسي که خداوند با دادن اسلام و ايمان بر او منت گذارده است، چرا که خداوند ايمانشان راحفظ خواهد کرد و آن را ضايع نميگرداند. و حفظ کردن به دو نوع است: حفظ کردن از ضايع شدن و باطل گشتن، که خداوند آنها را از هر چيزي که ايمان را فاسد کند و از بين ببرد و در آن کم و کاستي ايجاد کند از قبيل آفتهاي اضطراب آور و هوي و هوسهاي بازدارنده، در امان قرار ميدهد. و نوع ديگر آن است که ايمانشان را پرورش ميدهد و آنها را به انجام کارهايي توفيق ميدهدکه بر ايمانشان ميافزايد و يقينشان را کامل ميگرداند، پس همانگونه که در آغاز شما را بهسوی ايمان رهنمود فرمود، آن را نيز برايتان حفظ خواهند نمود و با پرورش دادن ايمان و رشد مزد و پاداش آن، و حفظ ايمان از هر آلاينده و چيزي که صفاي آن را مکدر و تيره نمايد، نعمت خويش را بر شما کامل ميگرداند. و هرگاه به منظور مشخص کردن مؤمن راستگو از مؤمن دروغين مصائب و فتنههایی پيش آيد، چنين مشکلاتي مؤمنان را پالايش و تصفيه نموده و راستي آنان را آشکار مينمايد.
و عدهاي ميگويند: آيه: وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ سبب ميشود که بعضي از مؤمنان ايمانشان را رها کنند، اما خداوند اين توهم را دور نمود و فرمود: وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ و خداوند با اين آزمون ايمانتان را ضايع نميکند. و کساني از مؤمنان که قبل از تحويل قبله مردهاند مشمول اين حکم هستند، بنابراين خداوند ايمان آنها را ضايع نميکند چون آنها در آن وقت دستور خدا را اطاعت کرده و از پيامبر اطاعت نمودهاند. و طاعت خدا اين است که در هر وقت و زماني برحسب شرايط آن زمان و مکان از دستور او اطاعت شود.
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ همانا خداوند نسبت به مردم بسيار رئوف و مهربان است. از جمله مهرباني خداوند بر آنها اين است نعمتي را که در ابتدا به آنها ارزاني داشت کامل گرداند و صف کساني را که فقط با زبان ايمان آورده بودند، از صف آنان جدا نمايد. و از جمله مهرباني خداوند نسبت به آنان اين است که آنها را به آزمايشي آزمود که به وسيله آن ايمانشان افزوده شد، و مقامشان بالا رفت، و ارجمندترين خانه را قبله آنان نمود.
این مـــرگ،