5. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
و اين ادعايي ديگر از ادعاهاي آنها، و مجادله آنان در مورد پيامبران خدا است. يهوديان ادعا ميکردند که ايشان به پيامبران مذکور از مسلمين نزديکترند، خداوند ادعاي آنها را رد کرد و فرمود: أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ آيا شما داناتريد يا خدا؟ پس خداوند ميفرمايد: مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَٰكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ [آلعمران: 67]. «ابراهيم نه يهودي بود و نه نصراني، بلکه فردي روي گردان از شرک بود و او از مشرکان نبود». اما آنها ميگويند: بلکه او يهودي ونصراني بوده است. پس يا آنها راستگو و دانا هستند يا خداوند، و به ناچار يکي از اين دو چيز درست است.
اما پاسخ قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ مبهم است در حالي که قضيه در نهايت روشني و وضوح قرار دارد، به گونهای که نياز نبود خداوند بگويد: «بلکه خداوند داناتر و راستگوتر است»، چون اين پاسخ براي هرکسي روشن است. مانند اينکه گفته شود: شب روشنتر است يا روز؟ آتش داغتر است يا آب؟ و شرک بهتر است يا توحيد؟ و امثال آن، و اين را هرکسي که عقل کمي داشته باشد ميداند، حتي آنها خودشان ميدانند که ابراهيم و ديگر پيامبران يهودي و نصراني نبودهاند، اما آنها اين دانش و اين گواهي دادن را پنهان کردند. بنابراين ستم آنها بزرگترين ستم و ظلم است.
به همين جهت خداوند متعال فرموده است: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللَّهِ و چه کسي ستمکارتر از سکي است که شهادتي از خدا نزد خود داشته باشد و آن را کتمان نمايد؟ و اين شهادتي است که از سوي خدا به آنها سپرده شده است نه از جانب مردم، پس لازم است به اين امر اهتمام داده شود، اما آنها آن را کتمان کردند و خلاف آن را اظهار نمودند حق را کتمان کرده و باطل را ترويج نموده و مردم را بهسوی آري! خداوند در آينده به شديدترين وجه آنها را سزا ميدهد. به همين جهت فرمود: وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ خداوند از آنچه ميکنند بیخبر نيست، بلکه خداوند کارهايشان را برشمرده و در آينده سزايشان را خواهد داد. پس سزاي آنها بد سزايي است و آتش جهنم بد جايگاهي براي ستمگران است.
در قرآن هميشه به دنبال آياتي که متضمن اعمالي هستند که (آدمي) بر آنها سزا داده ميشود آياتي ذکر ميگردند که بيانگر علم و قدرت خداوند ميباشند. پس اين دسته از آيات که متضمن برخي از صفات و نامهاي نيکوي خدا هستند، هم مفيد وعد و وعيد، و ترغيب و ترهيب بوده و هم بيانگر آنند که اوامر ديني و جزائي بخي از آثار نامهاي نيکوي خدا ميباشند و اين نامها چنين اوامري را اقتضا مينمايند.
این مـــرگ،