2. تفسیر سوره بقره - مدنی و 286 آیه است.
اين دليلي عقلي است بر راستگو بودن پيامبر صلی الله علیه وسلم و درست بودن آنچه که آورده است. وَإِن كُنتُمْ و شما اي مخالفان پيامبر که دعوت او را رد ميکنيد و گمان ميبريد او دروغ ميگويد! اگر در مورد آنچه ما بر بنده خود نازل کردهايم دچار شک و ترديد هستيد که حق است يا نه؟ بدانيد که او نيز مانند شما انسان است و در ميان شما بزرگ شده و از همان دوران کودکي او را ميشناسيد، او نه ميتواند بنويسد و نه خواندن و نوشتن بلد است اکنون کتابي براي شما آورده و ميگويد از جانب خدا است، اما شما ميگوييد اين کتاب ساخته و پرداخته خود او است.
پس اگر مانند آن بسازيد و از کساني که دستتان به آنها ميرسد کمک بگيريد. اين براي شما کار آساني است به ويژه که اهل فصاحت و بيان هستيد و دشمنيتان با پيامبر بس بزرگ است. پس اگر سورهاي مانند آن آورديد، آن کتاب همانطور است که شما گمان ميبريد، و اگر سورهاي مانند آن نياورديد و از انجام اين کار در مانديد پس اين دليل روشن و آشکاري بر راستگو بودن او و راست بودن آنچه که آورده است، ميباشد. و شما بايد از او پيروي کنيد و از آتشي که افروزينه آن انسان و سنگ است خود را دور بداريد.
اين آتش مانند آتش دنيا نيست که با هيزم افروخته شود، اين آتش براي کافران و منکران خدا و پيامبرانش آماده شده است. پس، از کفر ورزيدن به پيامبر که روشن شده است او پيامبر خدا است بپرهيزيد. اين آيه و امثال آن را آيه «تحدي» و «به مبارزه طلبيدن» مينامند، يعني ناتوان کردن مخلوق از اينکه همانندي براي قرآن بياورد و با آن مخالفت و مبارزه کند. خداوند متعال ميفرمايد:
قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَٰذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا [الإسراء: ۸۸]. «اي پيامبر! بگو: اگر انسانها و جن جمع شوند که مانند اين قرآن را بسازند، نميتوانند همانند آن را بسازند گرچه بعضي پشيبان بعقضي ديگر باشند».
چگونه سخن مخلوق خاکي مانند سخن پروردگار جهانيان است؟ و چگونه موجود نيازمندي که از هر نظر ناقص است و کمبود دارد ميتواند سخن بياورد که مانند سخن ذات مقدس خدا کامل باشد، خدايي که داراي کمال مطلق است و از هر جهت بينياز است؟ اين نه ممکن است و نه در توان انسان ميباشد، و هرکس که کمترين شناختي نسبت به انواع کلام و گفتارها داشته باشد و اين قرآن را با گفتار بليغان و فصيحان بسنجد، تفاوت آشکار آن و ديگر سخنها را به وضوح مشاهده خواهد کرد.
آيه: وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ بيانگر آن است کسي که در شک و حيرت بسر ميبرد و هنوز حق را از گمراهي تشخيص نداده است، به شرطي که صادقانه در پي حق باشد و حق برايش روشن شود اميد هدايتش ميرود. اما انسان مخالف و کينهتوزي که حق را ميشناسد و آن را رها ميکند راه بازگشتي ندارد، زيرا او حق را از روي عناد و لجاجت رها کرده است، نه به سبب جهل و ناداني، پس هيچ راه بازگشتي براي وي وجود ندارد.
و همچنين فردي که دچار شک و ترديد است اما صادقانه در پي کشف حقايق نيست بلکه از حق رويگردان است و براي رسيدن به آن تلاش نميکند، غالبا چنين کسي موفق به يافتن حق نميشود.
نيز در اين آيات، پروردگار جلّ جلاله صفت عبوديت را براي رسول گرامي اسلام ذکر ميکند، و اين بيانگر آن است که بزرگترين صفت او انجام بندگي است، صفتي که هيچ فردي از گذشتگان و آيندگان در اين امر به پاي او نميرسند. در مقام «اسراء» نيز خداوند او را به عبوديت توصيف نموده و ميفرمايد: سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا [الإسراء: ۱]. «پاک و منزه است خداوندي که شب هنگام بندهاش را برد».
و در مقام نازل کردن قرآن بر او ميفرمايد: تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِ [الفرقان: ۱]. «بزرگوار و والا مقام است ذاتي که فرقاني را بر بندهاش نازل کرد». آيه: أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ و آيات ديگري که در اين باب موجود هستند، بيانگر صحت مذهب اهل سنت و جماعت ميباشند که معتقدند بهشت و جهنم در حال حاضر موجود ميباشند. برخلاف معتزله. نيز اين آيات بيانگر آنند که يکتاپرستان براي هميشه در جهنم باقي نخواهند ماند گرچه مرتکب بعضي از گناهان کبيره شده باشند،
زيرا خداوند متعال فرموده است: أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ براي کافران آماده شده است، پس اگر گناهکاران يکتاپرست براي هميشه در آن باقي ميماندند جهنم تنها براي کافران آماده نميشد، برخلاف خوارج و معتزله که خلاف اين مطلب را باور دارند. نيز اين آيات بيانگر آنند که انسان به وسيله فراهم نمودن اسباب عذاب مستحق آن ميگردد، و اسباب عذاب، کفر و عصيان است.
این مـــرگ،