R: علامتهای سلامت و یا بیماری قلب - قسمت چهارم
یکی دیگر از علامات سلامت قلب: آن است که مدام صاحب خود را مورد ملامت قرار خواهد داد و تا بازگردانیدن او به بارگاه با عظمت خداوند و رویآوردن به رحمتش از او دستبردار نخواهد بود. همچون عاشقی مسلوب الاراده مجذوب معشوق خویش خواهد گردید، و حیات، سعادت، سرور و امنیت خویش را تنها در کسب رضایت، انس، الفت و قربت او خواهد دانست. آرامش و آسودگی را به بودن در کنار معبود و معشوق حقیقی و شادمانی و پشت گرمی و اطمینان خاطر و امید و هراسش تنها به او خواهد بود.
قوت خود را در ذکر و غذای خویش را در اطاعت و حیات، نعمت، لذت و مسرت خود را در عشق و محبت او خواهد جست. و درمان همه دردهای خویش را به توجه به او و اسباب همه بیمارهای خویش را به التفات و رجوع به غیر او خواهد دانست.
هرگاه به جوار بارگاه با عظمت رب خویش برسد احساس آرامش و آسودگی مینماید و پریشانی و نگرانیش برطرف میشود، و همه نیازهای خود را حاصل شده میداند. زیرا دل را نیازی است که هیچ چیزی به جز محبت، معرفت و عبادت خداوند آن را برطرف نخواهد نمود. و در آن نیازی است که به غیر از رویآوردن به خداوند هیچ چیزی آن را مرتفع نخواهد کرد. و از عیب و نقصی رنج میبرد که هیچ چیزی به غیر از توحید در عبادت و اخلاص آن را برطرف نخواهد کرد.
قلب سلیم مدام صاحب خود را مورد بازخواست قرار میدهد و تا زمانی که در جوار محبت و عبادت معبود خویش آرامش و اطمینان پیدا نکند، او را تنها نخواهد گذاشت. و تنها آن زمان است که با روح و حقیقت حیات همنشین و همراه خواهد شد و لذت آن را خواهد چشید، و از زندگانی برخوردار خواهد گردید که با زندگی غافلانی که از اهدافی که برای آنها آفریده شده اند، رویگردان شده اند – اهدافی که بهشت و جهنم برای آنها ساخته شده و پیامبران مأموریت پیدا کرده و کتابهایی نازل گردیده اند – متفاوت خواهد بود.
اگر او به غیر از نفس وجود خویش اجر و پاداش هم نداشت، همین برای عذاب او کفایت میکرد، و به خاطر از دستدادن آن به بدترین حسرت و مجازات دچار میگردد. برخی از عارفان گفته اند: «دنیاپرستان بیچاره« در حالی دستشان از دنیا کوتاه گردید که از مهمترین و با ارزشترین نعمت و لذت آن محروم ماندند!
از ایشان سؤال شد که بهترین و با ارزشترین نعمت دنیا چی بود؟ گفت: محبت عبادت و اطاعت خداوند و عشق و شوق به ملاقات با او که با هیچ نعمت و لذت دیگری قابل مقایسه نیست».
یکی دیگر از عارفان گفته است: «گاهی حالاتی بر من میگذرد که در آن میگویم: اگر به درستی بهشتیان هم از این نوع حیات پر از نعمت و لذت برخوردار باشند، به راستی اهل سعادتند!» دیگری نیز گفته است: «سوگند به خداوند! دنیا جز با عبادت، اطاعت و محبت او ارزشی ندارد و بهشت هم بدون رؤیت او لذت و اهمیتی ندارد!»
یکی دیگر گفته است: «حیات قلب به ذکر و عبادت حی لا یموت و عشق به زندگی آرام و مطمئن در حضور و بارگاه با عظمت خداوند بستگی دارد». به همین خاطر مرگ قلب و محرومیت از معرفت و عبادت حضرت احدیت بر عارفان به مراتب از مرگ طبیعی سختتر و گرانتر است، زیرا محرومیت از معرفت و عبادت خداوند، بریدن از حق و حقیقت و مرگ طبیعی بریدن از مردم و طبیعت است، و تفاوت میان این دو تفاوتی بسیار عظیم است.
یکی دیگر از عارفان میگوید: «اگر دلمغشولی و شادمانی هرکسی به عبادت و معرفت خداوند باشد، همه چیز و همه کس دلبسته او میشوند و از وجود او شادمان میگردند. اما کسی که همه دلمشغولی او معرفت و اطاعت خداوند نباشد، داغ و حسرت دنیا دل او را پاره پاره خواهد نمود».
یکی دیگر میگوید: «هرکس از اطاعت و خدمت خداوند شادمان شود، همه چیز و همه کس از خدمت به او شادمان خواهند گردید و هرکس از معرفت خداوند مسرور گردد همه کس از دیدن او مسرور خواهند شد».
ادامه موضوع در قسمت بعدی . . .
این مـــرگ،