14. تفسیر سوره نساء - مدنی و 176 آیه است.
این آیات شریفه مشتمل بر بیان حرمت ازدواج با زنانی است که به واسطه نسب، رضاع، خویشاوندی از راه پیوند زناشویی، و جمع کردن حراماند. همچنین این آیات مشتمل بر بیان آن دسته از زنانی است که نکاح آن حلال است. اما زنانی که به واسطه نسب حراماند، همان هفت تایی هستند که خداوند آنها را بیان کرده است: مادر، که شامل هر زنی میشود که در به دنیا آمدن آدمی نقش واسطه را ایفا کرده باشد از قبیل مادر بزرگ، و مادر مادر بزرگ و.... دختر، و آن کسی است که از تو متولد شده است، خواهران تنی و یا خواهری که تنها از پدر است، یا تنها از مادر است، و عمه و آن خواهر پدر یا پدر بزرگ است هر اندازه که بالا رود، و خاله و آن خواهر مادر یا خواهر مادر بزرگ است هر اندازه که بالا رود، خواه ارث ببرد یا نبرد، و برادر زادهها و خواهر زادهها و فرزندانشان.
اینها به اجماع علما به سبب نسب حراماند، همانطور که نص آیه شریفه بیان میکند. و حلال بودن دیگر زنان از این آیه فهمیده میشود: وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ و غیر از اینها برای شما حلالاند، مانند دختر عمه و دختر عمو و دختردایی و دخترخاله.
و اما زنانی که به سبب شیرخوارگی و رضاع حراماند، خداوند از میان آنها مادر و خواهر را بیان کرده است، و با اینکه شیر متعلق به مادر نیست، اما حرام قرار داده شده است، زیرا شیر متعلق به پدر میباشد که سبب پدید آمدن آن شده است. پس وقتی پدر بودن و مادر بودن ثابت شد، آنچه که بر این اصل متفرع میگردد برای آنان نیز ثابت میشود، مانند برادران و خواهران، و پدران و مادران و فرزندانشان.
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «یـحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعِ، مَا یحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ» «به سبب رضاع حرام میگردد آنچه که به سبب نَسَب حرام میشود». پس حرمت از طرف زنی که شیر میدهد، و از طرف کسی که شیر زنی که شیر میدهد، و از طرف کسی که شیر از آن اوست، منتشر میگردد، همانطور که به سبب نسب، خویشاوندان حرام میگردند. و در رابطه با کودک شیرخوار حرمت فقط به فرزندان او سرایت میکند،اما به شرطی که پنج بار شیر داده شود، و شیرخوردن در دو سال باشد، و بعد از دو سالگی اعتبار ندارد، همانطور که سنت و حدیث این مطلب را بیان کرده است.
و اما زنانی که به سبب خویشاوندی از راه ازدواج حرام هستند، چهار تا میباشند، زنان پدران هر اندازه که بالاتر روند، خواه ارث ببرند یا محروم شوند. و مادران همسر و مادران مادرانشان. این سه گروه به محض عقد ازدواج حرام میگردند. و چهارم، دختر زن که از شوهری دیگر باشد، این یکی تا وقتی که شوهر با مادرش آمیزش نکرده است، حرام نمیشود. همانطور که خداوند متعال فرموده است: وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ دخترانی هستند که تحت کفالت و رعایت شما پرورش یافتهاند. این قید، قید اغلبیت است زیرا چنین دخترانی غالبا با مادرانشان زندگی میکنند. و گرنه دختر زن حرام است حتی اگر تحت کفالت شوهر پرورش نیافته باشد. اما این قید دخترانی که تحت کفالت شما پرورش یافتهاند دو فایده را میرساند، یکی اینکه خداوند مردم را به حکمت حرام بودن ازدواج با دختری که تحت کفالت شوهر پرورش یافته است، آگاه نموده و اینکه آن دختر مانند دختر خود انسان است. پس ازدواج با او جایز نیست. دوم اینکه خلوت کردن با دختر زن جایز است چرا که او مانند دختر آدمی است.
و اما زنانی که نمیتوان آنها را با هم جمع کرد ازدواج با دو خواهر است، و پیامبر صلی الله علیه وسلم جمع کردن زن با عمه یا خالهاش را حرام کرده است. پس دو زنی که با همدیگر خویشاوند و محرم هستند، چنانچه یکی مرد فرض شود و دیگری زن و بر یکدیگر حرام باشند، جمع کردن آنها حرام است، چون این کار سبب قطع پیوند خویشاوندی میگردد.
و از جمله زنانی که ازدواج با آنها حرام است، وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ زنانی هستند که شوهر دارند، و ازدواج با آنها تا وقتی که در عقد شوهر خود هستند حرام است، و زمانی حلال میشوند که شوهرانشان آنها را طلاق دهند و عدهشان تمام شود. إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مگر کنیزانی که اسیر کرده اید، پس وقتی زن کافری اسیر شد و شوهر داشت برای مسلمین حلال است، بعد از اینکه مدتی گذشت و مشخص شد که حامله نیست. اما اگر کنیز شوهرداری فروخته شد یا هدیه داده شد، نکاح وی فسخ نمیشود، چون صاحب دوم به جای صاحب اول است، و چون پیامبر صلی الله علیه وسلم به بریره اختیار داد.
كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ به کتاب خدا پایبند باشید و آن را راهنمایی خویش قرار دهید، که در آن شفا و روشنایی است، و حلال و حرام در آن به صورت مشروح بیان شده است. وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ و هر آنچه که در این آیه ذکر نشده است برای شما حلال و پاک است، پس حرام محصور و مشخص است، و حلال حد و حصری ندارد و مشخص است و حلال حد و حصری ندارد و این لطف و رحمت الهی است که نسبت به بندگان دارد و امور را برای آنها آسان میگرداند. أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم با مالهایتان زنانی را بجویید که آنها را دیدهاید و پسندیدهاید و خداوند ازدواج با آنها را برایتان حلال نموده است، درحالیکه شما مُّحْصِنِينَ پاکدامن باشید و از زنا دوری کنید و زنان خود را پاکدامن دارید. غَيْرَ مُسَافِحِينَ «سفح» یعنی اینکه مرد شهوت خود را در حلال و حرام خاموش نماید، و چنین کسی زنش را پاکدامن نگاه نمیدارد. چون او شهوت خود را در راه حرام قرار داده و انگیزه استفاده از زن حلال در او ضعیف گشته است، پس او نیز پاک نگهدارندهی دامن زنش باقی نمیماند.
و این دلالت مینماید که چنین کسی جز با زن ناپاک نباید ازدواج کند، زیرا خداوند متعال فرموده است: الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ [النور: 3]. «مرد زناکار ازدواج نمیکند مگر با زن زناکر یا با زن مشرک، و با زن زناکار نباید ازدواج کند مگر مردی که زناکار یا مشرک است».
فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ و زنانی را که به عقد خویش در آورده اید، فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مهریهشان را در مقابل استفاده از آنها بپردازید. بنابراین وقتی شوهر با زنش آمیزش کرد مهریهاش بر او لازم میگردد. فَرِيضَةً و باید مهریه آنها را بدهید زیرا خداوند آن را بر شما فرض گردانیده است، و بخشش و هدیهای نیست ک اگر شوهر بخواهد آن را بدهد و اگر بخواهد آن را ندهد. و یا اینکه معنی «فَرِیضَهَ»این است که شما آن را تعیین کرده اید، پس بر شما واجب است آن را بپردازید. بنابراین چیزی از آن را کم نکنید. وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ و اگر بعد از تعیین مهریه با یکدیگر توافق کردید، و شوهر مهریه را بیشتر کرد، یا زن مهریه را با رضایت خاطر کم کرد، اشکالی ندارد، و این گفته بسیاری از مفسرین اهل سنت است. و بسیاری از آنها گفتهاند: این آیه در مورد«متعه» است که در ابتدای اسلام حلال بود، سپس پیامبرص آن را حرام گردانید.
به فردی که در نکاح متعه انجا میدهد دستور داده میشود که زمان خاصی را برای این کار معین کند و نرخ و مزد آن را نیز مشخص گرداند، سپس هرگاه زمان آن به اتمام رسید ایرادی ندارد که مبلغی غیر از آنچه که قبلا تعیین شده بود، با رضایت طرفین پرداخت شود. إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا همانا علم الهی گسترده، و حکمت او کامل است. پس خداوند این آیین و احکام را از روی دانش و حکمت خویش برایتان مشروع نموده، و حدودی که حرام و حلال را بوسیله آن از یکدیگر جدا مینماید برای شما تعیین کرده است.
این مـــرگ،